کنسرتها و جشنواره ها در تهران انقدر عالی بود که اگر میتوانستم تمام روزهایم را در سالونهای مختلف میگذراندم از مهمترین تحولات کنسرتهای استاد شجریان بود که به تازه گی تالار رودکی را با وجود خود رونق داده بود و پس از سالها صدای دلنشین او و همایون پسرش بیداد میکرد ... با توجه به اینکه من در بعضی ماجراها قرار میگیرم به این قرار بود شبی که به دعوت خانواده حسینی دوست دوران دبیرستان به این کنسرت رفتیم دو نفر از نوازنده های گروه در اسانسور گرفتار شده بودند و تا انها نجات پیدا کردند ساعتی گذشت ... این وقایع همیشه در چهره اقای شجریان تاثیر زیادی میگذارد ولی ان صدای جادویی بیداد کرد و مرغ سحر سروچمان همه واقعه را از یاد برد ... و ساعتها همه ما را سرمست کرد ...
کنسرت استاد جلال ذولفنون و اوای سه تارش در شیراز را مهمان خواهرم فخری و مهران ومهرافرین بودم ....
در کنار همه مردم با فرهنگهای مختلف شاهد حرکتهای زیادی از جوانان در زمینه های مختلف هنری و علمی بودم واین موضوع مهر باطلی بود بر افکار کوته نطرانه و تنگنظرانه مردمانی که هرجمع جوانان را با شک و تردید بررسی میکردند ... گروههای موسیقی دف جوانان که شامل دختران وپسران بسیار جوانی بود مرا بسیار متحیر کرد نگارخانه وصال و گالری نقاشی استاد کریمی مملول از جوانان بود .... همه جا نشانه ای از فعالیتهای پر انرژی جوانان با ذوق بود .... دانشگاه ازاد به تعبیری چراغی بوده که در هر ده کوره ای هم روشن شده ولی این هدف ناتمام مانده و جوانان بعد از پایان درس نمیدانند به کجا میروند ....
