تبليغاتX
خاله زهره

خاله زهره

من خاله زهره هستم

با شروع تابستان و جشنهای تابستانی  مسابقات.. کنکورها...  تفریحات ...و مرخصی ها  در اینجا اغاز میشود باران هم همچنان ادامه دارد هوا خنک و نمناک است  و من همچنان تماشاچی مملکت خود هستم روزهای انقلاب 57 را جز  به جر به خاطر میاورم ثانیه ای را فراموش نکرده ام جوانانی بودیم که با شور فراوان به هر سویی پرتاب شدیم که دیگران میخواستند تعطیلی ها و کمبود ها  قطع برق و در پایان سواستفاده سر دمداران  ... زمانی که به انتخاب اقای موسوی رای میدادم به امید تغییرات مهمی بعد از انتخات او نبودم به رفرم های کوچک دلخوش کرده بودم تصور نمیکردم از هواداران قشری خود فراتر برود و بتواند سر دسته ایرانیان روشن فکری باشد که خواسته هایشان بیشتر و فراتر از ان چیزی بود که فکر ناچیز من توقع داشت .. در حال حاضر دچار تردید هم  هستم که تا کی میتواند مقاومت  کند .... این مردم دیگر ان کسانی نیستند که فقط به تغییرات کوچک  قانع باشند انها چنان ایستاده اند که هیچ کس نمیتوانست تصور کند.... بنابراین نمیتوانم تصور کنم که بنا به مصلحت نظام ویا بنا به تبانیهای پشت پرده این مردم را کنار نگذارد  ... تاریخ در اینده خواهد نوشت که چه قراردادها و پیمان های پشت پرده ای بسته شده و این جوانان به کدام جویبار خونین انداخته میشوند....

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 19:51  توسط خاله زهره  |