تبليغاتX
خاله زهره

خاله زهره

من خاله زهره هستم

امروز چین پادشاه جهان است  ...تکنیک و نظم .. اتحاد ویکپارچگی ..  فلسطین و عراق و افغانستان و چندین  کشور کوچک افریقایی هم خود را به این المپیک رسانده بودند  ... زیبا و چشم گیر ...  دو زن قهرمان ایرانی   به همراه دیگر قهرمانان ایرانی  اشک شوق به چشمان ما اوردند ...  

 گوش کنید انقدر خوش صداست که لازم نیست حتما به زبان چینی اشنا باشید...

 

هما حسینی پرچمدار

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط خاله زهره  | 

دو سه روزی مشغول جمع اوری یادداشتها و شماره تلفنها و ادرسهایی بودم که در دفاتر مختلف بودند و برای پیدا کردن هر ادرسی مجبور   بودم  مدتها توی این دفاتر رو بگردم  در دفتر مناسبی که از ایران اورده بودم تمام شماره تلفنها و ادرسها ونامها را به ترتیب قرار دادم و دفتر ایرانیها رو از فرانسوی ها جدا کردم ... عده ای که دیگه در طی این دوران از وجودشون  بی خبر هستم را حذف کردم و افراد جدیدی که به جمع دوستان  اضافه شده اند را به این دفاتر اضافه کردم ولی نمیدونم به چه دلیل دفترهای قدیمی رو دلم نیومد دور بیاندازم ... هنوز خواندن اونا برام خاطراتی رو دارن ...  اونا رو در یک کارتن کوچک در اخر کمد قرار دادم ... ولی اصل داستان اینجاست که اگه مدتی از دوستان ایرانی خود خبر نداریدو در ایران بدنبال انها میگردید اصلا توقع نداشته باشید که انها را با همان شماره تلفن قدیمی پیدا کنید شماره تلفنها در ایران همیشه در حال تغییر  هستند یک شماره به سمت چپ یا تغییر کلی در اصل شماره باعث میشود که سرگردان شماره تلفن باشید البته این اصل به شرکت مخابرات برمیگردد که تکلیف کسانی که از راه دور میخواهند تماس تلفنی داشته باشند را معلوم نمیکند  ... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:16  توسط خاله زهره  | 

برادری ( تلفظ به فرانسه = بقدقی )یکی از بزرگترین بازار فروش اجناس مختلف روز شنبه گذشته در استراسبورگ برگزار شد همه چیز رو میشد توی این بازار پیدا کرد با قیمت های بسیار ارزان ... گفته شده که بیش از صدها هزار نفر از این بازار دیدن کرده اند ولی فروشنده ها گفته اند که امسال فروش خوبی نداشته اند و این ناشی از پایین بودن در امد مردم بوده است ......       

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:4  توسط خاله زهره  | 

مامورین اب و برق و گاز همیشه برای خواندن دستگاه شمارش منازل دچار  مشکلات زیادی بوده اند و همین طور هم  صاحبان منازل همیشه با تردید درب منازل خودر ا بروی این مامورین باز میکنند به تازه گی دستگاه کوچکی به اندازه یک موبایل بروی دستگاه کنتور اب منازل هونهایم وصل کرده اند  که مامور مربوطه هیچ نیازی به زدن درب منازل و وارد شدن به خانه ها ندارد و میتواند با نزدیک شدن به هر خانه ای شمارش دستگاه فوق را بخواند .....       

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:48  توسط خاله زهره  | 

به  این وبلاگ  دعوت شدم برای همکاری در زمینه نجات زبان فارسی  اینجا  یک همت بلند میخواهد و مرد کهن ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 1:8  توسط خاله زهره  | 

یکی از عادتهایی که از قدیم برای من باقی مونده گوش کردن به خود خود رادیو است باز ی با موج ها رو دوست دارم   رادیو فرهنگ فرانسه همیشه برام جالب بوده  ... این رادیو بیشتر اوقات شعرهای  ترجمه شده و معرفی کتابهای کشورهای مختلف فیلم ها و مطالب مختلف در   مورد تمام کشورها را پخش میکنه  موزیک های مختلف و خیلی مطالب دیگر  در مورد کشورها  به نظر میرسد که قصد غرص ورزی و اطلاعات غلط نداشته باشه ... و اما امروز متوجه شدم که کل برنامه صبح ان به ایران اختصاص داده شده تحت عنوان ایران و ادامه زندگی  فردا هم  این برنامه  ادامه داره ... برای اینکه برنامه امروز را بشنوید میتوانید از  اینجا شروع کنید بخشی از برنامه هم به زبان فارسی هم گفته میشه حتما نباید فرانسه بلد بود...پر از حرفهای گفتنی و پر از موزیک است  برنامه فردا راهم در این جا قرار خواهم داد...  بحث اول در مورد صوفی گری  در ایران است ...

  رادیو فرهنگ فرانسه  

 

 برنامه رادیو فرانسه امروز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 0:5  توسط خاله زهره  | 

در پاسخ سوال شما -علت مرگ ایشون رو میتونید بگید؟؟؟؟ سن 63 سالگی سن پیری نیست .... - باید بگم متاسفانه خسرو سالها گرفتار اعتیاد بود و این مسئله در سالهای اخیر به اوج خود رسید، طوری که دچار بیماری قند هم شد... تنها عیبی که می توانستم از این مرد بگیرم همین بود، افسوس

این سوال رو از خانم چکامه پرسیده بودم که اشنایی نزدیک تری  با  خسرو شکیبایی داشتند ... یادم به پرویز فنی زاده بازیگر (فیلم رگبار .. بوف کور... دایی جان ناپلثون ...) اومد که تقریبا به همین شکل  فوت کرد ..و چندین هنرمند دیگر این چنینی ... همیشه میگم چرا ماها بی تفاوت هستیم قبل از وقوع واقعه هیچ کاری نمیتونیم بکنیم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:9  توسط خاله زهره  | 

در خانه یکی از دوستان که دعوت شده بودم با خانم واقایی اشنا شدم که بسیار علاقه مند بودند که سفری به فرانسه داشته باشند با هم گرم صحبت شدیم تا انجا که اطلاعی داشتم  در اختیار انها قرار دادم حرفهامون حسابی گرم شده بود بقیه  اهالی منزل هم به ما  پیوسته بودند دنبال فرصت میگشتم که به انها  بگویم چقدر خوب شد که با شما اشنا شدم  مخصوصا که شما همشهری همسر من هستید با لهجه غلیظ ابادانی ... وقتی این  جمله  را گفتم ناگهان هر دو با کمی  اخم گفتند ما عرب هستیم معذرت خواستم پرسیدم عرب کجا هستید ؟؟؟حتما جنوب ایران ... نه ما  عرب هستیم  زود متوجه شدم که این دو نفر از عربهایی هستند که به شدت تعصب دارند هر چند که از مواهب مختلف مثل خانه سازی و تجارت در جنوب ایران به شدت بهره مند هستند  ولی  همان سازی را میزنند که  کمی بد اهنگ است .... .. من سخن رو در این مورد کوتاه کردم هیچ علاقه ا ی به این نوع بحثهای بی نتیجه ندارم مخصوصا که  بحث با بقیه مهمانها هم کش دار میشد ... ادامه حرف های معمولی و پایان خوش مهمانی برای من مهمتر بود  و دغدغه صاحب خانه که کمی رنگ پریده شده بود ... ولی این داستان جدایی طلبی فقط خاص ترک و کرد و عرب و بلوچ .... ایرانی نیست ... یک اشوب و فتنه  جهانی است که از دامان قدرتهای بزرگ بیرون امده ....چند وقت پیش هم که  سر کلاس فرانسه بودم دختری جوان وتازه وارد در کلاس خود را کورد معرفی کرد بی اختیار از او پرسیدم کرد کجا .؟؟.. گفت  کرد هستم ... ساکت شدم نیمساعتی که از کلاس گذشت شروع کرد به ترکی صحبت کردن  با هم وطنان خودش ...  و من فقط متاسف هستم  از این داستان  ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:0  توسط خاله زهره  | 

خندیدن و شادمانی برای هر کسی لاز مه   حمید ماهی صفت کمدین ایرانی  که  به مستر بین ایران  مشهور شده اونو در این ادرس ببیند و خوب بخندید خیلی هنرمنده ... 

YouTube - Hamid Mahisefat (Funny)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 4:33  توسط خاله زهره  | 

۱ـ بازار کتاب بسیار داغ بود مقابل دانشگاه تهران  مثل همیشه مملو از جمعیت بود  کتابهای زیاد با نویسندگان جدید و ناشناخته برای من بسیار چاپ شده بودند   فقط تعجب این جا بودکه چرا تیرا ژ کتابها برای این جمعیت میلیونی ۲۰۰۰ جلد یا کمی بیشتر بود و این تیراژها به نظر من نشان دهنده کمی خواننده  کتاب بود..

۲ـ  برای اختلاف سطح اتوبوسها با سطح زمین که تقریبا نیم متر میشه  در تهران تونلهایی  به اندازه طول اتوبوسها در بعضی از خیابانها درست کرده اند که میتوانید راحت تر سوار اتوبوس بشوید  قبل از وارد شدن به این تونلها هم باید بلیط خود را در صندوقهای مخصوصی بیاندازید البته دو نفر مامور هم دراین قسمت کنترل  دارند ..

۳ـ یکی از دیدنیهای جدید و زیبا که به دعوت مهری وهمسرش و مهتاب(۲۲سال ) رفته بودیم رستورانهای دربند بود  سا لها قبل این مسیر را تعدادی رستوران و مغازه تشکیل میداد که معمولی و غیر بهداشتی هم بودند ... ولی در حال حاضر این منطقه با استفاده از نقشه های زیبای معماری رستورانها در دل کوه ساخته شده اندکه جالب و خاطره انگیز بودند ...

۴- پارک بانوان در شیراز جالب توجه بود اداره کننده های این پارک را فقط بانوان بعهده داشتند ...  

۵ـ در شیراز باغبانهای زنان  در استخدام شهرداری  بودند و لباس مخصوص و کلاه ودستکش داشتند و در ساعات روز انها را مشغول بکار میدیدیم ...

۶ـ وانت بارها همچنان مثل قدیما مملو از هندوانه و خربزه و ذرت و... در جاده های نزدیک به شهر بودند  وقتی به شهریار میرفتیم  با فرزانه و حسین( ۲۲سال) ذرت خریدیم و جای همگی خالی .... در سایه درختان منزل انها ذرتها شدند بلال و مرغها شدند کباب .... 

۷ـ شاید در اینده اگه بتونم مقاومت کنم هرگز دیدن سیما و همسرش محمد و دخترش پریسا  نرم ... سیما از لحظه ای که به منزلش وارد میشم با گریه و گلایه از من پذیرایی میکنه تا  و قتی که از اونجا خارج میشم نزدیک به ۲۶ سالی میشه که همدیگررو میشناسیم   ... درد دوری برای من خیلی زیاد بوده خیلیها رو ترک کردم ولی دیگه دلم نمیخواهد نه گریه کنم و نه گریه کسی رو ببینم ... 

۸ـ تابلوهای بسیار بزرگی در کنار خیابانهای تهران نصب شده که از سطح زمین ۵  متر یا بیشتر بالاتر هستند و تصویر هنرپیشه های فیلم های روز با کیفیت خیلی عالی  روی اونا نصب شده  این تابلوها به نظر من با جرثقیل نصب میشن . 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 3:55  توسط خاله زهره  |