تبليغاتX
خاله زهره

خاله زهره

من خاله زهره هستم

فردا روز ديگه اي هست .. اولين روز از بقيه زندگي... ادامه همه روزها ...هفته پیش  صبح  ديدم توی  ظرف..گندماي کوچولو..نوک زده بودن سفيد سفيد.. جوانه زدن اون قدر ها هم که فکر ميکردم سخت نبود .فقط مراقبت ميخواد و همت..حالا دارن  سفره کوچیک ما رو توی این غربت تنهایی پر میکنن .....
دعا کنين که تو اين سال جديد از تجربه هامون نردبوني بسازيم برای اون چيزايي که لايقش  هستیم  . عید همگی مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 1:44  توسط خاله زهره  | 

نوشته های اقا کورش را که برای من گذاشته بود  (با اینکه قرار بود به کسانی که ادرسی از خود به جا نمیگذارند جوابی  ندهم) ولی   عذر خواهی هم میکنم از  تاخیر  در پاسخ    برداشت شما در مورد  تعریف و تمجید از فرانسه که از من شنیده اید واقعیتهای موجود زندگی در این کشور بوده است و نگفتم  از نقطه ضعفایی هم که در فرانسه وجود دارد  دفاع میکنم ...فقط مقایسه واقعیتها بود......      

سلام . بانوی محترم نوشته شما را در تعریف و تمجید از فرانسه خواندم من البته آنتی فرانسه و ضد فرانسه نیستم اما تمام قراین و شواهد عکس نظر شما را نشان می دهد 1. به گفته تعداد بیشماری از خود مردم فرانسه در فرانسه قشر خیلی عظیمی از مردم در فقر بسر می برند و شرایط زندیگی آنها چیز زیادتری از حیوانت ندارد و در همان پا ریس در کنار بهت و زیبایی قسمتهایی از آن شهر دریا دریا الونک و مناطق محروم نشین هست 2- پاسر عموی خود من سالهست ساکن مارسی می باشد و برای ما نقل می کند که از 24 ساعت شبانه روز حدود 20 ساعت را بی وقفه کار می کنم تا بتوانم یک زندگی بسیار ساد و بخور و نمیر داشته باشم 3- 3-پسر عموی ما می گفت دها بار در قطار و ترامواها و ...شاهد بوده ام که یک فرانسوی اصیل وارد مترو و قطار که شد به اولین غیر فرانسوی که رسید او را از روی صندلیش با توهین و زور بلند کرده و خود سر جایش نشسته است !! بارها ما را و مهاجران خاور میانه را /کله سیاه/ و /انگل/ ....نامیده اند و می نامند و مهاجران را مسبب کمبودهای اقتصادی و بی کاری فرانسویان می دانند / این در حالی است که مهاجران و ایرانی های مقیم فرانسه پست ترین و سخت ترین کارها را انجام می دهند که حتا یک بار من در چت با یک فرانسوی وقتی که خودم را معرفی کردم و گفتم که ایرانی هستم با کنایه و از روی تحقیر و سرزنش گفت : یکی از هموطنانت هر هفته دو بار سگ ما و همسایه مان را برای هواخوری و تغییر محیط به پا رک و گردش می برد و ما به او پاول و لباسهای دسته دوم ...می دهیم.!
در پا یان فرض کنیم که فرانسه از هیچ کمبودی رنج نبرد و در رفاه مطلق بسر ببرند باید بدانیم که این رفاه حاصل غارت بی حد وحصر و گرسنگی مردم افریقا است که فرانسوی ها میلیوناها افریقایی را در طی قرنها گذشته قتل عام کرده و منابع زیر زمینی و معادن و طلا و الماس...آنها را به غارت برد ه اند و امروز هر جا در افریق و در کشورهای افریقایی شورش و جنگ قبیله ای و.... هست دست فرانسوی های متمدن و انساندوست در آن دخالت دارد .. نسل کشی توتسی ها و قتل عام بی رحمانه آن کشور با رهبری و سکوت فرانسه جنایت آشکار این کشور باصطلاح متمدن است کشتار الجزایری ها ووو پیشکش شان!!!! کافی است سری هم به سایتهای جوانان و روشنفکران کشورهای افریقایی بزنید تا از شاهکارهای این کشور متمدن بیشتر آگاه شوید !! باز هم از تصدیع شما بانوی محترم پوزش می طلبم و در گذشت آن مرحوم را به شما تسلیت می گویم خدایش بیامرزد .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:41  توسط خاله زهره  | 

ویروسها به این وبلاگ حمله ور شده اند  مخصوصا به عکسهای بانوان موفق که من عکسهای انها را در این وبلاگ قراد داده بودم  بنابراین باید برای این مورد فکر چاره ای کنم  منتظر راهنمایی شما هستم ... عکسها را حذف کردم ولی  ویروس ها همچنان در رفت وامد به این وبلاگ است ...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:40  توسط خاله زهره  | 

ایران ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون

خورشیدی خجسته رسید

اگر چه دلها پر خون است

شکوه شادی افزون است

سپیده ما گلگون است ِ 

وای گلگون است

که دست دشمن در خون است

ای ایران غمت مرساد

جاویدان شکوه تو باد

 راه ما راه حق راه بهروزی است

اتحاد اتحاد رمز پیروزی است

صلح و آزادی جاودانه در همه جهان

 خوش باد یادگار خون عاشقان،

ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:27  توسط خاله زهره  | 

فردا شنبه ۸  مارس به مناسبت روز زن در جمع  بانوان ایرانی  حاضر خواهم شد و مقاله و شعری از کتاب مشاهیرزنان پارسی گوی از اغاز تا قبل از  مشروطه را خواهم خواند این روز را به همه زنان ایران تبریک میگویم   ... 

  

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:47  توسط خاله زهره  | 

مرگ بر دیابت
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:42  توسط خاله زهره  | 

همیشه نظرم این بود که  عوض کردن نوع کار خستگی را از تن بیرون میکند مثلا  نظرم این بود که اگر در حال کتاب خواندن هستید و احساس خستگی میکنید بهتر است ورزش کنید اگر در  حال حساب وکتاب هستید و خسته شده اید این خستگی با نوشتن نامه و یا اشپزی کردن از بین میرود ... به طور جدی  به تازه گی این نظریه را محکوم میکنم اگر خسته هستید حتما به دنبال یک مبل راحت بگردید در ان لم بدهید و   موزیک دلخواه خود را بشنوید و به طور مطلق استراحت کنید  ...چند روزی بود که بدنبال این مبل راحت میگشتم  امروز به خودم مرخصی دادم ودر خانه ماندم مبل راحت موزیک دلخواه یک استکان چای ... ده دقیقه ای به این حال مانده بودم که با گوشه چشمم متوجه  چیزی شدم که داشت به دست فراموشی سپرده میشد نگاهم  چرخید و به غبار چند میلی متری روی تلویزیون و بوفه ووو افتاد فاجعه در حال  اتفاق افتادن بود   کمی گردنم را چرخاندم و بایک نگاه متوجه شدم که امروز نه تنها روز استراحت نیست بلکه بدترین و خسته کننده ترین روز است استراحت مال من نیست بهتر است به همان حرف بالا برگردم تصمیم گرفتم  برای رفع خستگی اول اطاق ها را جارو کنم بعد به اشپزخانه برسم    گردگیری کنم دستشویی و حمام را بشورم   اطوکشی و وو  ... یک غذای خوب هم بپزم  که بچه ها یکی یکی  برمیگردن ...ولی بالاخره یک روزی روی اون مبل میشینم و با یک استکان چای به موزیک دلخواهم گوش میدم  و واقعا استراحت میکنم ....   

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:28  توسط خاله زهره  | 

از همه کسانی که تسلیت گفتند ممنون  هستم ...

جهان ساقی فلک ساغر اجل می 

 خلایق باده نوش باده وی

خلاصی نیست اصل هیچ کس را

از این ساقی از این ساغر از این می

از همه کسانی که تسلیت گفتند ممنون  هستم

آقا دارای ۴ فرزند پسر و ۳ فرزند دختر بود با ۱۹ نوه و یک نبیره در روز به خاکسپاری  اکثریت نوه هاو فرزاندانش حضور داشتند آقا از حدود ۱۸ یا ۱۹ سال پیش برای دیدن یکی از پسرهاش به فرانسه اومد و به شدت به این شهر سبز و تمیز بسته شد به طوری که هیج علاقه ای به بازگشت به ایران نشون نداد هر از گاهی که به ایران برمیگشت به سرعت به استراسبورگ بر میگشت طبق یک قانون فرانسه صاحب حقوق ماهیانه شد ... همیشه میگفت بابا خدا با کافرهاست .. میگفت من ۴۰ سال در ایران کار کردم ولی حقوق واقعی مرا دولت فرانسه میدهد در شرکت نفت ابادان کار کرده بود و پس از بازنشستگی به شیراز واراک و  تهران و در پایان به  استراسبورگ نقل مکان کردند.... بعد از این که در استراسبورگ مستقر شد بقیه فرزاندانش به دنبال او به این شهر مهاجرت کردند ..... روز خاکسپاری  اورا در یک تابوت بسیار زیبا قرار داده بودند که روی انرا  بادسته گل بزرگی  پوشانده  بودند  اشخاص زیادی در مراسم حضور داشتند از گوشه ای  صدای گریه  کوتاهی به گوش میرسید   در سکوت عجیبی به خاک سپرده شد... مثل اینکه خواست خودش بود که هر چه سریعتر به اصل خود بپیوندد... در مراسم  چای و عصرانه  او نبود.. سکوت هم نبود ... زندگی هم ادامه داشت .... 

... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:16  توسط خاله زهره  |