تبليغاتX
خاله زهره

خاله زهره

من خاله زهره هستم

سخت مشغول قیمت گذاری  اجناس ریزو درشت شدیم و بالاخره تمام شد ..صندوق رو از توی کارتون بیرون اوردیم اما  کار نکرد باید فردا تلفن بزنیم بیان و تحویلمون بدن فکر میکردیم خودمون میتونیم این کارو انجام بدیم ولی نشد که نشد ...اما من که دیگه طاقت ندارم باید درب مغازه روباز کرد  چند روز دیگه بیشتر به اخر ماه نمونده وهزینه ها  به سرعت از راه میرسن با یک ماشین حساب ساده شروع میکنم  تا رضا به کارهای متفرقه برسه شاید روزهای اول مشتری هم نداشته باشیم ولی به نظر من باید مغازه رو باز کرد... 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 2:47  توسط خاله زهره  | 

هر کجا هستم باشم ٬

اسمان مال من است ٬

پنجره٬ هوا٬ عشق ٬زمین ٬  مال من است  ٬

چه اهمیت دارند گاه اگر میرویند

 قارچ های غربت

سهراب سپهری  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 2:39  توسط خاله زهره  | 

کنکور دانشگاهها در ایران حذف میشود 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 11:51  توسط خاله زهره  | 

دو دستگاه جدید به تازه گی به بازار اومده که توجه من را جلب کرده اگه یادتون باشه خانمها وقتی به ارایشگاه میرفتن و بیگودی می پیچیدن مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه را باید زیر دستگاه سشوار که مثل یک کلاه بود قرار میگرفتند علاوه بر اینکه گوشها میسوخت سیخهای توی بیگودی هم گرمای مضاعف به وجود میاورد تا موها خشک بشن  که هنوز هم در ایران استفاده میشوند...دستگاه جدید شامل یک دایره بزرگ تو خالی است که حول یک محور میچرخد و به یک پایه وصل است و تولید گرما میکند و شروع به چرخش میکند این دستگاه علاوه بر قشنگی مصرف خانگی هم دارد .... دستگاه فخیتوز یا سرخ کن که چندین ساله که در ایران هم مورد استفاده خانگی قرار گرفته بعلت مصرف روغن زیاد هیچ وقت برای من جالب نبود به تازه گی دستگاهی اومده که همان عمل را انجام میده ولی شامل یک ظرف از جنس تفلون است و شما میتوانید ماهی یا سیب زمینی ووو را در ان قرار بدهید و فقط یک قاشق روغن به ان اضافه کنید درب انرا که بستید شروع به چرخش میکند در حال حاضر بسیار گران است ...   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 11:22  توسط خاله زهره  | 

قدیمها خیلی قدیم ٬هم باید بگم یادش بخیر هم نه... یادش بخیر که چقدر شجاع و نترس بودیم و نه ٬چون یاد اوری ان روزها واز دست رفتن کسانی که هنوز هم از خاطره من محو نشده اند بسیار تلخ است  کسانی که برای نوشتن یک خط افشاگری همه زندگیشان با یک اه در هم امیخت ویا حتی فرصت این اه راهم بدست نیاوردند ...امروز که با کمی فرصت سری به  چند وبلاگ زدم متوجه شدم که چقدر اسان همه خبرها افشا میشه واز این انترنت اسمونی نمیشه هیچی رو قایم کرد ...دیگه اعلامیه پخش کردن و با دلهره چاپ کردن یک بند شعر ووو  تقریبا بی معنی شده .. خوشحالم  که در عصرتحولات  زندگی میکنیم   ... 

چند خبر مهم فرانسه: حمل ونقل بین شهری مجددا اعتصاب کردند و قرار هم نیست که فعلا اعتصاب خود را بشکنند ...دانشجویان حدود ۴۰ رشته دانشگاهی هم اعتصاب کرده اند بدلیل اینکه در مقطع فوق لیسانس از انها پول گرفته میشود ....در المان به سخکوزی حمله شد وبخشی از بازدیدهای او لغو شد ...در فرانسه در بازدید سخکوزی از  اعتصاب کننده گان ماهیگیر برخورد لفظی بین سخکوزی و نماینده ماهیگیران بقدری شدید شد که سخکوزی به لکنت زبان افتاد ...امروز رسما از اقای ژاک شیراک  دعوت شد که در حل مسایل همراهی کند ...   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 3:53  توسط خاله زهره  | 

بهترین راه برای رسیدن به هر کشور اروپایی مخصوصا فرانسه مراجعه کردن به خود سفارت فرانسه در ایران است ویا استفاده از سیت انترنتی سفارتخانه که بسیار کامل شما را راهنمایی میکند ادرس مربوطه :                                  

سفارت فرانسه در ایران    hhh://www.ambafrance-ir.org                 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 3:4  توسط خاله زهره  | 

یادم میاد بسته بندی ها در ایران برای تولید کننده ها خود گرفتاریهای خاص خود را داشت و با وجودی که تولیدکننده سعی میکرد جنسی را با کیفیت خوب ارایه کند اما برای بسته بندی خوب نمیتوانست شرکتی را پیدا کند که جنس مورد نظر را طوری بسته بندی کند که تا یک سال در قفسه های فروشگاهها دوام بیاورد و خوب بفروش برسد ...اولین قسمت سفارش را که تحویل گرفتیم شروع به باز کردن کارتها که کردیم متوجه شدیم که در هر کارتن وسیله مربوط به چیدن ان جنس وجود دارد مثلا برای اب نبات ها وسایل مختلفی با ظرافت مخصوصی قرار داده شده بود که حتی قیمت فروش هم بروی ان گذاشته شده بود بعضی از کارتنها را هم اگر گوشه ای از ان را میگرفتیم خودشان تبدیل به یک شکل زیبا برای ارایه میشدند که همه را در روی قفسه ها قرار دادیم به علاوه پوسترها و توپهای رنگارنگ که باعث جلوه ویترین و نمای داخلی شدند ... برای تهیه اجناس ایرانی هم با مشکل مشتری مواجه خواهیم بود که در استراسبورگ کم هستند و هم تهیه کردن این نوع مواد سخت خواهد بود بنابراین به این موضوع در حال حاضر فکر نخواهیم کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 18:29  توسط خاله زهره  | 

۱ـ ا ین بسیاربداست  که من غلط املایی دارم از اقای نعیمی ممنون ۰

معضل معضل معضل معضل معضل

۲ـ مهرافرین خانم عزیزم دختر خوبم خیلی دلم برای تو و مهران تنگ شده از اینکه گاهی به اینجا سر میزنی ممنون ..با تردید گفته بودی که ایرانیان ثروتمندتراز اروپایی ها هستند  این یک امر واقعی است تردیدنکن  اگر هر میلیمتر خاک ایران  را به اروپاییان میدانند از ان میلیاردها ثروت بیرون میکشیدند فقط به یک مثال توجه کن مسجدسلیمان را ببین که از دل ان طلای سیاه بیرون میاد  .. ولی مقصود من از داستان پول و سیستم بانکداری ایران فقط روش استفاده بهینه از سیستم های خدماتی بود که در اختیار مردم قرار میگیرد که از اتلاف وقت و انرژی و وو و جلوگیری میکند و ارایه خدمات به بهترین نحوی صورت میگیرد ...

برای اقای ارش خان اذر پور دیشب وبلاگ شما را خواندم  خیلی خوب مینویسید و ترجمه میکنید خیلی لذت بردم ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 1:35  توسط خاله زهره  | 

امروز ۱۳ ماه نوامبر قرارداد مغازه را در اداره ثبت (نوتق) امضا کردیم  و کلیدها و اخرین نامه ها را دریافت کردیم د رحقیقت از امروز صاحب این مفازه به  مدت ۹ سال هستیم اگر بتوانیم در این هفته خریدهای لازم را انجام  بدیم میتوانیم هفته اینده انرا افتتاح کنیم تا خدا چه بخواهد

                                                                            

 

 

 

                

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:11  توسط خاله زهره  | 

۱ـ امیدوارم این جونوهایی که خوب مینویسند به داد رادیو تلویزیون ایران برسند و اجازه پیدا کنند سناریو و داستان بنویسند تا اقای نصیریان مجبور نشه تن به بازیهای این چنینی مثل میوه کرموی ممنوعه بده     ۲ـ  امروز متوجه شدم که هنوز جو گیر دیار غربت  نشدم چون انقدر هوا سرد بود که یک روسری که گوشه کیفم بود را در اوردم و به سرم بستم وافعا عالی بود عجب محافظ خوبیه این روسری برای سرما ......   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 2:21  توسط خاله زهره  | 

مسابقه نوشتن داستان و قصه های کوتاه در فرانسه برگزار میشود وفقط بین  جوانان غیر فرانسوی  متولد ۱۹۸۱ الی ۱۹۹۳ که به  زبان فرانسه مطلب خود را مینویسند واین مورد سالیانه در فرانسه اجرا میگردد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 18:17  توسط خاله زهره  | 

بایدبه تمام کسانی که در ایران وبلاگ دارند تبریک گفت که با این اراده وبلاگهای خودشون را  به روز میرسانند و با این سرعت کم که در اختیار دارند باز هم فعال هستند این هم یکی دیگر از عیوب کار کردن با کامپیوتر در ایران است مردم با قیمت های گزافی کامپیوتر تهیه میکنند و نمیتوانند به راحتی از دست فیلترها فرار کنند و یا ساعتها وقت میگذارند تا مطلبی را بخوانند و بنویسند 

۲ـ یکی ازموضوع هایی که در بانکها ایران همیشه وجود داشت انباشتگی پول نزد صندوقدار بانک  بود واین موضوع برای خود معذلی بود .. در بانک هم همیشه یک فرد مسلح دیده میشد تا از این پولها حفاظت کند زمان پرداخت حقوق شرکت ها این انباشتگی پول به چندبن  برابر میرسید   ....   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 4:1  توسط خاله زهره  | 

یادم میاد هر وقت میخواستم حقوق بگیرم حسابی عذا میگرفتم باید با هزار تا خواهش وتمنا حقوق خودم را با پارتی بازی به صورت چک بانک میگرفتم ولی اونوقت باز هم برای خرید کردن مصیبت داشتم ...یک وقتی هم که گدارم به  شیراز میافتاد با مامان برای دریافت حقوقش به بانک میرفتیم به او دوبسته ۱۰۰ تایی ۱۰۰۰ تومانی میدادند  تازه اگر صندوقدار حقوقش را با ۱۰۰تومانی نمیداد باید اول این دوبسته را همان در جا بشماریم (چون اگر غلط بود که قبول نداشت ) بعد هم همیشه یک کیف باید باهام میبود که پول را توی او قایم میکردیم و زیر بغل سفت نگه داری میکردیم تا برسیم خونه تازه اونجا هم که خودش داستان نگهداری جداگانه ای داشت از سالهای خیلی قبل در ایران کامییوتر وجود داشته خودم در دانشکده مهندسی که بودم  مین فریم های بزرگ ای بی ام تمام دانشگاه را اداره میکرد سیستم های مکینتاش و باروز و وو در ایران در ارتش و در دوایر دولتی به کار گرفته شده بود و به سرعت در حال قرار گرفتن در تمام ارگانها بخصوص بانکها هم بود ...من میگم مکانیزه شدن نه کامپیوتری شدن ...در اینجا اگر یک دزد کیف زن  کیف کسی را بزند معمولا ناامید میشود چون تقریبا پول در کیف موجود نیست بیشتر افراد مسن هم میتوانند با کارتهای بانکی خود کار خودرا راه بیندازند ویا از دسته چک برای خرید استفاده میکنند این در حالی است اینکه در ایران کامپیوتر وجود دارد ودستگاههایی هم قرار داده شده که مقداری کار راه انداز هستند شکی نیست ولی تفاوت از زمین تا اسمان است ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 12:32  توسط خاله زهره  | 

مدتی بود میخواستم مطالب ساده ای که در مورد گشایش راه هایی برای ساده کردن رفت و آمدها و یا حمل پول ویا گردشهای بین شهری بنویسم ..یادم میاد همیشه در ایران گرفتار پرداخت پول فاکتورهای مختلف مثل اب و برق وتلفن وووو ... بودم هر ماه حداقل دوسه نوبت باید به بانک سر میزدم برای پرداخت این پولها و یا حواله های بانکی همیشه بانکها شلوغ بودن وجلو گیشه ها پر از مردمی بود که برای کارهای مختلف بانکی صف کشیده بودند و کارمند مربوطه  اگر خیلی خوش اخلاق هم بود مجبور بود برای نوشتن و کنترل و ثبت مدتی وقت بذاره  تا کار یک نفر را انجام بده  ... ادارات برق و گاز و اب و حتی برای کرایه خانه که مسایل روزمره مردم است به راهکارهای ساده ای رسیده اند شما طی یک نامه شماره حساب خود را از بانک به انها اعلام میکنید و این ادارات بطور ساده ای میانگین مبلغ مصرفی شما را درنظر میگیرند و ماهیانه از حساب شما برداشت میکنند و فاکتور را از طریق پست برای شما ارسال میکنند در پایان سال هم حساب وکتاب نهایی را  میکنند و اگر کسری باشند کم میکنند و اگر اضافه باشدبه حساب سال بعد قرار میدهند به این ترتیب شما تنها کاری که در این ارتباط باید انجام بدهید کنترل حساب بانکی خودتان است که موجودی داشته باشد و همچنین صرفه جویی در مصرف انرژی که در ایران این فرهنگ وجود نداشت    .... بیشتر بانکها از یک ساختمان کوچک با تعداد کمی کارمند تشکیل شده اند.. خیلی از پرداختها و دریافتها هم از طریق ماشینهایی که در ورودی ساختمان بانکهاقرار دارد انجام میشود ....با داشتن کد حساب خودتان در منزل هم میتوانید از طریق کامپیوتر حساب خود را کنترل کنید وبه حساب دیگری پول واریز کنید  ... به امید مکانیزه شدن بانکها در ایران ....    
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 17:53  توسط خاله زهره  | 

در فرانسه و در کل اروپا سالیانه مسابقات پر هزینه ای در رابطه با موسیقی انجام میگیره که  دیدنی تر از نظر من اکادمی استار است که بصورت مستند وشو شبهای شنبه از کانال ۱ فرانسه پخش میشه اگه درست یادم باشه اقای مخملباف درچند سال قبل  بدنبال پیدا کردن یک هنرپیشه خوب مشابه این مسابقه را در یک محدوده بسته تری   تشکیل داد که بدنبال ان فیلم گبه ساخته شد   ...اکادمی استار مسابقه بین جوانانی است  که خواننده و رقصنده و موسیقدان هستند این افراد ساعتها وروزها پشت دربها انتظار میکشند  به امید انتخاب شدن وبعد مشهور شدن در هر برنامه شو هفته گی  خواننده های مشهوری چون ماقیاکقه و پاتخیک بخوهه و سلندیون وووو ..شرکت دارند تا بهترین ها توسط هییت ژوری و مردم انتخاب بشوند ...درامد این برنامه از طریق فروش کاستها تامین میشود .... 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 12:24  توسط خاله زهره  | 

سالها با کتابهای صادق هدایت خو گرفته بودم گذشت روزگار و دوری از کتاب وکتاب خوانی مرا از این نویسنده بزرگ دور کرده بود تا این روزها که در حال سروسامان دادن به کتابهای اندکی هستم که با خود از ایران حمل کرده ام ویا در سفرهایی که داشته ام جمع اوری شده بود دستم  نوشته های اورا دوباره لمس میکند اثاری که لحظات دوران من را پر میکرد و تا میتوانستم  کلمات اورا به خود تزریق میکردم ...اما همین طور که در حال مرتب کردن بودم یاسمن گفت مامان میدانی  صادق هدایت در هندوستان با ترجمه زبان سانسکریت و پهلوی اشنا بوده و مدتها به این کار مشفول بوده ؟؟؟...آب شدم فکر میکردم خیلی از صادق هدایت میدونم ...از این نکته بی خبربودم  بخاطر این موصوع  چندساعتی بدنبال سایتهای صادق هدایت هستم و کسب ناشناخته های وجود این نویسنده بزرگ....  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 21:54  توسط خاله زهره  | 

روز مردگان یا روز ارواح در تمام اروپا و امریکا تعطیل بود و  جشن گرفته شد مردم با لباسهای بالماسکه و در حقیقت لباس ارواح  این روز را به پایکوبی مشغول هستند میگویند ارواح در این شب فرصت میابند  که درهای فاصله را بشکنند و به زمین بیایند... مردم هم همدیگر را میترسانند و میخندند ٬از هیچ گونه عزاداری در این روز خبری نیست و فقط جنبه  تفریح دارد شاید حرف زدن از ارواح وشناساندن جن و پری این ابهام ترس را از بچه ها  دور میکند و به تخیلات میپیوندد. این روز به نام توسن  toussaint و یا عید کاتالویها برای امامانشان نیز هست که در کلیساها برای انها دعا میخوانند  .....از اول این هفته به مدت ۲ هفته مراکز اموزشی تعطیل است هنوز نمیدانم که این فلسفه تعطیلات از کجاست زیرا هنوز ۱ ماه بیشتر از شروع مدارس نگذشته  هوا هم انچنان سرد نشده ٬بعد از  یکماه دوباره تعطیلات نویل و نویلان هم در پیش است ...مدارس ودبیرستانها دو نوبته هستند و وقت ناهاری را به مدت ۲ ساعت از ساعت ۱۲تا ۱۴ تعطیل هستند بنابراین بیشتر مدارس به منازل نزدیک هستند در صورتی که پدرومادر نتوانند خودرا به فرزندانشان برسانند بچه ها میتواند با پرداخت  مبلغ بسیار کمی  در مدرسه بمانند و به خوبی از انها مراقبت میشود  آشپزباشی ها هم غذاهای مناسب به شاگردان ارایه میدهند بیشتر ادارات هم بر همین اساس هستند وبه کسی از ساعت ۱۲ تا ۱۴ حقوق داده نمیشود به ندرت اداره ای برای مراجعه عموم باز است ...اما بازار رستورانها و فروشگهای مواد غذایی حسابی گرم است ... 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:22  توسط خاله زهره  | 

تندیس سرباز هخامنشی به قیمت  ۵۸۰هزار پوند در حراج بزرگ لندن به فروش رفت میراث فرهنگی ایران که نتوانسته بود با صاحب فرانسوی این تندیس ! که ۶۰ سال  پیش  از ایران خارج شده است  به توافق برسد و تا در حال چانه زدن با  صاحب فرانسوی بود  که به دیگری فروخته شد .... (حتی در این حراج هم شرکت نکرده بود)  حالا در حال مذاکره با صاحب جدید است !!!!  عکس این تندیس را در کنار قرار دادم ... من جای خالی این تندیس را بروی پلکانهای ورودی  تخت جمشید بارها دیده ام .... فقط میگم دلت به کجاها که پر نمیکشد خاله زهره ... 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 17:38  توسط خاله زهره  | 

به رضا گفتم در فرانسه باشی ونتوانی به دیدار این موزه بروی ...

اقای نعیمی به من یاداوری این موزه را کرده بود تا امروز به این مطلب در روزنامه روز رسیدم نمایشگاه دوران صفوی تا ۳ ماه تا ۷ ژانویه ۲۰۰۸ در تالار ناپلیون لوور ادامه دارد شاهکارهای هنر اسلامی نیز در موزه اقاخان در تالار لایش لایر لوور ادامه دارد که هر کدام از نقاط مختلف دنیا از موزه ملی ایران از موزه رضا عباسی از انگلستان  امریکا و خودفرانسه و حتی اسپانیا جمع آوری شده وبه نمایش در امده است وبه نام صدای جهان نام گداری شده است پاریس مسحور هنر ایرانیان سر فصل روزنامه لوموند قرار گرفته است ... این موزه به همت استاداسدالله سورن ملکیان شیروانی ایرانی تبار مقیم فرانسه برپاشده است .... 

رصا گفت شاید یک تعطیلی بود و رفتیم ...

من فکر کردم خیلی بعیده هر تعطیلی که باشه موزه هم تعطلیه یعنی میشه همت کنی و ۶ ساعتی رانندگی هم بکنی و بریم موزه ببینیم اونوقت یک هفته میخوای استراحت کنی دروغ میگم ؟؟؟    

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 17:18  توسط خاله زهره  | 

قانون ازدواج در فرانسه بسیار ساده بیان میشود هرزوجی میتواند این قرارداد را امضا کند چه هم جنس و یا ناهمجنس ... این قرارداد در شهرداریها طی مراسمی به امضا میرسد و برای هرزوج در ادیان مختلف  مساوی است  شهردار و یا نماینده شهرداری منطقه با لباس رسمی از موهبت ازدواج و قوانین مربوط به ان صحبت میکند و طرفین  این قرارداد را امضا میکنند اگرزوجها خارجی باشند باید تاییده کشور خود را مبنی بر مجرد بودن ارایه کنند ..طرفین به نا به دلخواه خود میتوانند در کلیساها ویا در مساجد حاضر شوند و مراسم مذهبی خود را هم به جا بیاورند .... طلاق هم بسیار ساده انجام میگیرد مشابه  همین قرارداد امضا میشود ولی با سرفصل طلاق ...فقط صدورقطعی طلاق یکسال به تعویق میافتد که اگر طرفین پشیمان شوند فرصتی باقی  باشد ...اموال طرفین که بعد از ازدواج  خریداری شده اند به دو قسمت مساوی  تقسیم میشود و خداحافظ.. فرزندان به زن تعلق دارند و مرد ماهیانه باید مبلغی به زن بابت نگهداری پرداخت کند ..راه فراری برای اقایان هم  وجود ندارد ....  زوج جوانی در همسایگی ما زندگی میکنند با یک دختر ویک پسر هیچ قراردادی برای ازدواج امضا نکرده اند ودر کنار هم  سالهاست به راحتی زندگی میکنند ..از این  تیپ زوجها در اینجا زیاد زندگی میکنند علت اصلی ان این است که بعد از ازدواج قراردادی باید به دولت مالیاتهایی پرداخت کنند و از کمکهای دولتی هم نمیتوانند استفاده کنند ...ولی در سنتهای انها این نیست که دختر و پسر در زندگی به عشق افلاطونی برسند خانوادها به هم بریزند برادر کشی بشود  سنگسار بشوند یشیمان بشوند به خاطر مشکلات اجتماعی و خانوادگی  تا بتوانند با یکدیگر زندگی کنند .و یا هیچ راهی برای زندگی نداشته باشند بی ابرو بشوند ترک خانواده کنند به کوه و بیابان بزنند شاعر فرهیخته بشوند  بالباس سفید به خانه بخت بروند وبا کفی از انجا خارج بشوند سالها در خانه مردی زندگی کنند و تحمل یک زندگی دشوار را بکنند ووووو ... .. اینجا  از این خبرها نیست ....زندگی میکنند و آزادانه یکدیگر را  انتخاب میکنند ودر صورتی که توافق نداشتند  یکدیگر را هم به اسانی ترک میکنند ....مثال مشهور که میگوید تا زیر یک سقف زندگی نکنی نمیتوانی طرف خود را بشناسی  کاملا اجرا میشود .... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:27  توسط خاله زهره  | 

۱=چمدانهای اقای پا پ در فرودگاه گم شدند و سوغاتیها بدست صاحبانشان نرسید ...از این دست خبرها در اخبار فرانسه زیاد گفته میشود..

۲= هیچ خبری در رابطه با فلسطین در گزارشات  نمیشنوید اگر هم باشد به جهت اسراییل است .. 

۳= اینجا خبری از جنگ و بلوا در مرز ترکیه و ایران بر سر کردها نمیشنوید  یا به قدری سریع گفته شده که کسی متوجه نشود ...

حداقل در ایران میدانستیم که فلان خبر سانسور میشود و بلافاصله ته و توی خبر را از گوشه وکنار میشنیدیم ولی اینجا مردم هر چه را که بهشان تزریق کنی باور میکنند ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 15:57  توسط خاله زهره  | 

برای اینکه غذای سالم تهیه کنیم وقت زیادی میگذاریم سعی میکنیم مرغ کمتر مصرف کنیم به خاطر هورمونی بودن ٬گوشت به خاطر وشوول٬ خوشبختانه ماهی و میگو در این جا هم فراون هست  البته میگو گرونه ماهی ارزون گوشت خوک بسیار ارزونه ولی اصلا با ذایقه ما جور نیست همیشه هم که نمیشه پلو خورد برای همین  ما زحمت زیادی برای  تهیه غذای باب میلمون میکشیم   

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 15:18  توسط خاله زهره  | 

درست یکماه دیرتر از شروع پاییز در ایران ساعت ها در اینچا به عقب کشیده میشود حالا دوساعت ونیم اختلاف ساعت داریم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 14:58  توسط خاله زهره  | 

من مرض مهمونداری دارم دیروز ۱۱ نفر فرانسوی را در اپارتمان کوچکمون ناهار دادم ۳ روز در تدارک تهیه مواد غذایی بودم زرشک پلوبا مرغ باقله پلو با ماهیچه خوراک بادمجان شکم پاره با سیر وپیاز داغ فراوان سالاد ماست وخیار رنگینک و تخت  سیب و بستنی وقهوه وچای داغ حسابی زحمت کشیدم هر کدوم را از یک نقطه شهر تهیه کردیم به المان هم برای  خرید ماهیچه رفتیم بالاخره خوب گذشت خوردند وتعریف کردند فرانسویها عادت دارند ساعتها کنار غدا میشینند و هی میخورند و تعریف میکنند و سوال میکنند که غذا ٬ چطور درست شده ؟؟؟ اینکه که میگم مرض مهمونداری دارم یک واقعیته بیشتر شنبه ها یا یکشنبه ها مهمونداری میکنم خونه امون مثل قهوه خونه بین راهه هر کسی از اینطرف رد میشه یک سری بالا میاد و چای  تازه دم میخوره البته وقتی برا مامان تعریف میکنم گوشزد میکنه که   زن باید کمی صرفه جو باشه ریخت و پاش نداشته باشه کمی پول تو حسابش باشه برا اینده خوبه ولی کو گوش شنوا .....مدتها بود که این دوستان فرانسوی مون  تقاضا داشتند که به خانه ما بیان و غذای ایرانی بخورند و بالاخره من این کار را انجام دادم ولی مهمون ایرانی برام خیلی راحتره خیلی بدم اومد که یکی از خانمها گوشت گوسفند نخورد یکی دیگه باقلا را از پلو جدا کرد و یکی دیگه هم لب به زرشک پلو نزد البته  طبیعی هم  بود ولی شناساندن  غذای ایرانی به فرانسویها کار سختیه ...چینیها ترکها ویتنامیها اسپانیولیها و ایتالیایها در اینکار موفق هستند و با داشتن رستورانهای متعدد در شهر استراسبورگ بسیار موفق هستند ولی ایرانیها با دو رستوران به سختی میتوانند غذای ایرانی ان هم یک روز در هفته سرو کنند ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 14:33  توسط خاله زهره  | 

بیشتر ایرانیانی که همزمان با هم وارد استراسبورگ میشوند ویا شاید هر مکان دیگری ... در ادارات و موسسه های مختلف با هم روبرو میشوند و این برخوردها گاهی به اشنایی طرفین و دوستیهای درازمدت منتهی میشود در مورد دوستی من وخانم واقای س  این دوستی مدتی ادامه داشت این دو نفر که در حال این در وآن  در زدن بودند تا بتوانند اقامت دایم در فرانسه را بگیرند ۱۵سالی بود که با یکدیگر ازدواج کرده بودند بسیار خودراوابسته به یکدیگر نشان میدادند زوج جوانی که بسیار هم موفق بودند به دوزبان انگلیسی و فرانسه مسلط هستند و در یک شرکت ایرانی المانی هم مشغول به تجارت ...چند وقتی از انها بی خبر بودم ولی دورا دور شنیده بودم که اقامت انها درست شده و بلافاصله خانم س  تقاضای طلاق خودراداده است و انها از یکدیگر جدا شده اند همه چیز طبق قانون تقسیم شده وخانم س  خانه وزندگی را ترک کرده وبه دنبال یک زندگی جدید رفته اقای  س  هم در مدت کوتاهی تصمیم به ازدواج با یک دختر الجزایری گرفته است ... این داستان از انجا موجب توجه من است که در هیچ برخوردی نمیتوانستم احساس کنم که این دو نفر در حال گذراندن یک زندگی پرتلاطم در کنار یکدیگر  بودند وبرای جدایی لحظه شماری میکردند ...    

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 22:16  توسط خاله زهره  | 

امروز ۲ پاکت سبز رنگ به نام من و رضا دریافت کردیم در اروپا  این نوع پاکتها حاکی از خبرهای خوب تلقی میشه حاوی کاغذهایی بود که نشان دهنده سوابق کاری ما در اداره بازنشستگی فرانسه است از روزی که به کار مشغول شدیم به نسبت ساعات کار و مبالغی دریافت حقوقی ووو...همه و همه در ان ثبت شده و تعجب مارابرانگیخت ویاداور روزهایی شد که در ایران  به دنبال سوابق کاری خود از این اداره به آن اداره میرفتم  و با وچودی که همیشه از همکاران میشنیدم که در ادارات بیمه ایران بلبشویی است اما تصور نمیکردم که سر خودم که مثلا خودرامطلع قوانین میدانستم هم بیاید همین بگویم که ۷ ماه در ایران طول کشید تا سوابق خودرا با۲۹ سال کار که ۹ سال ان را از دست دادم زنده کنم و با قانون ۲۰ سال کار خودرا بازنشسته کنم اما این قصه که در این جا چه خبر است ؟ داستان خیلی ساده است اداره ای  وجود دارد به همین نام که هر کسی در هر محلی که رسما با قرارداد یکروزه و یا ۳۰  ساله کار میکند سوابق کاری او به این اداره ارسال میشود و این سازمان موظف به نگهداری ان میباشد و زمانی که به سن ۵۰سالگی میرسید سالیانه این پاکت سبز را دریافت میکنید و هیچ چیز از قلم نمی افتد  
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:36  توسط خاله زهره  | 

امروز صبح از کانال ۲ نلویزون برنامه صبحگاهی خانم زیبا و خوش صحبتی شروع شد   طبق معمول برنامه های تلویزیونی این برنامه با معرفی این خانم شروع شد     و این خانم به نام chahdortt djavan شاهدخت جوان اهل اذربایجان کتاب خودش را به نام                                à mon corps  défendant ,l'occident 

bas le voiles      ۲

je vien d'ailleurs   ۳    

(و دو کتاب قدیمی تر ) را معرفی میکرداین کتاب  در مورد دولت فاشیسیت و تروریست ایران  و همه دشنامهایی که سراغ داریدمیباشد  . سایت اشنایی با ایشان :

http:/djavann.wordpress.com                              

ایشان تقاضای ملاقات با سخکوزی را دارد تا اورابرای جتگیدن با ایران قانع  کند... هیچ وقت کسانی  را که در حال  مهیا کردن فکر اروپاییان برای جنگ با ایران هستند نخواهم بخشید .. 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:56  توسط خاله زهره  | 

انتخاب قلم در هر مبحث در بلاگفا منو خسته میکنه ثابت نمیمونه ولی این مطلب رو باید به جایی برسونم داستان اینجابود که اگر کسی در فرانسه بتواند یک قرارداد کار بدون تاریخ بدست بیاورد و با حداقل حقوق که حدود ۸.۲۷ اوقو است  و کار هفته ای ۳۵ ساعت با کسورات تقریبامیتواند ماهیانه   ۹۵۰ اوقو داشته باشد که این مبلغ و ان قرارداد برای یک نفر مجرد عدد خوبی است حدود ۳۵۰ تا۴۵۰  اوقو کرایه منزل و هزینه سوخت و ۵۰۰ اوقو باقی مانده برای خوردوخوراک و لباس خریدن مبلغ زیادی است این افراد بلافاصله با مراجعه به بانک میتوانند اولین وام خرید ماشین را دریافت کنند وبانک به این نوع افراد بلافاصله وام پرداخت میکند اگر این افراد متاهل باشند وزن ومرد باهم کار کنند از موهبتهای بانکی بی بهره نمیمانند  و بسرعت بدام وامهای بانکی میافتند ولی صاحب خانه وزندگی میشوند خصوصا اگر جوان هم باشند . صاحبخانه ها همیشه با توجه به فیش حقوقی خانه خود را کرایه میدهند و این کار توسط  بنگاهای معاملات ملکی کنترل میشود وبه هیچ عنوان به کسی که دارای حقوق ۹۵۰ اوقو است یک خانه بالاتراز۳۰۰ یا ۳۵۰ اوقو کرایه داده نمیشود تمام هزینه ها با فرمولهایی که وجود دارند کنترل میشود وخانه مورد نظر کرایه داده میشود کرایه خانه ها هر سه سال یکبار اضافه میشود و صاحبخانه باید دلیل محکمی برای اضافه کردن کرایه داشته باشد. دولت واداره مالیات از هرموردی که شخص بدست میاورد بی بهره نمی ماند وبه همین دلیل کرایه ها ثابت میماند چون اداره مالیات انرا به سرعت از صاحب ملک میگیرد اداره ثبت اسناد یا نوتق هم کنترل دقیقی بروی قراردادهای ثبت دارند چه در مورد خرید ویا فروش ویا کرایه ... کسی نمیتواند براحتی با ارایه یک فیش حقوقی مثلا دو خانه کرایه کند بنابراین اصل مهمی بوجود میاید بعنوان یک ادرس که بخشی از پرونده یک نفر را تشکیل میدهد و از نظر ادارات مختلف این ادرس بسیار مهم است .البته این موضوعها را که میگویم فقط راجع به مردم عادی است که زندگی نرمال دارند و ثروتمندان مثل همه دنیا زندگی دیگری دارند اما دررفتن از مالیات به اسانی برای انها هم امکان پذیر نیست ... با ایران مقایسه کنید!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:18  توسط خاله زهره  |