تبليغاتX
خاله زهره

خاله زهره

من خاله زهره هستم

علت نوشتن داستان اقای م در همین بود که در فرانسه اگر کسی کاری را بدست میاورد با جدیت وپشتکار زیادی سعی در حفظ ان میکند در اینجا ناز کردن در کار بی معنی است همانطوری که بیمه هاپشتیبان شخص هستند اگر کار هم درست انجام نشود بلافاصله صورت جلسه اماده میشود و بدون گرفتن هیچ نوع خسارت مجبور به ترک کار میشوید کار معمولا انحصاری نمیشود در بیرون دربها افراد زیادی منثظر هستند که در کار شما مهارت دارند بدون انکه نیازی باشد بر سر کار حاضر میشوند و یک لحظه کار متوقف نمیشود اگر نیاز به مرخصی داشته باشید باید ۱ تا ۲ هفته قبل اعلام کنید ازبنگاههای کاریابی تقاضامیشود  از همان کسانی که اماده کار هستند استفاده میشود وقرارداد کوتاه مدت با انها بسته میشود ..همه به این سبک کار عادت دارند و به همین دلیل زندگی خود را بر اساس کارو شوماژ تفریح و استفاده از فرصتها تنظیم میکنند ... 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:2  توسط خاله زهره  | 

کار در فرانسه بر ۳ نوع است قراردادهای کوتاه مدت cddقراردادهای بدون تاریخ مدت کار cdi و کار سیاه .. کار کوتاه مدت به معنی کاردر یک مدت زمان ثابت است و در قرارداد تاریخ  اتمام کارقیدشده است . .  قراردادهای بدون تاریخ اتمام کار قراردادهایی هستند که اگر کسی شانس این نوع قرارداد را  بیاورد میتواند مدتها خاطر اسوده داشته باشد و بداند که میتواند ساعتهای خود را با کار سپری کند درصورت اختلاف با کارفرما اداره کار به دعوا رسیدگی میکند و شخص میتواند علاوه بر حقوق بیکاری مبلغی هم به عنوان خسارت دریافت کند در مورد قراردادهای کوتاه مدت هم اگر مجموع کار به  ۲ سال برسد از حقوق بیکاری میتوان استفاده کرد به این حالت شومآژ chomageمیگویند که هر فرد بیکار میتواند با دو سوم حقوق خود بیکار باشد در این حالت کمبود حقوق فرد بیکار با معافیت های مالیاتی رفتن به استاژ مجدد و حق اولاد و هزینه کرایه خانه جبران میشود وو... مورد سوم کار سیاه به معنی کارهایی است که به دولت اعلان نمیشود و مالیات و بیمه بابت ان کار به دولت پرداخت نمیشود این کارها بیشتر مطلوب خارجیها است که عادت به مالیات دادن در کشورهای خود ندارند که درصورت اشکار شدن جرایم سنگینی وجود دارد که حتی به اخراج از فرانسه و زندان  هم منتهی میگردد ..اقمیrmi  بگیرها هم کسانی هستند که تازه به  فرانسه رسیده اند جاومکان ندارند و به عنوان پناهنده خود را به دولت معرفی کرده اند.. این افراد علاوه بر حقوق به نسبت تعداد افراد فامیلشان از امکانات منازل دولتی بیمه درمانی مجانی و حداقل لوازم منزل از میز صندلی تخت خواب یخچال اجاقگاز و ... بهره مند میشوند و نیازهای اولیه انها فراهم میشود بچه های تازه وارد زیر ۱۶ سال  شامل هیچ مقرارات دست وپاگیری نیستند وبلافاصله از حقوق کمی برخوردار میشوند ووارد مدارس میشوند این افراد بلافاصله هم به کار سیاه مشغول میشوند مخصوصا در کارهای ساختمانی ... به این ترتیب که نوشتم هیچ کس در فرانسه بی خانمان نیست و بدون حقوق زندگی نمیکند مگر کسانی که بدون کارت اقامت هستند و غیرقانونی در کشور به سر میبرند و مورد قبول قوانین فرانسه نیستند که در اینجا به انها نیمپردازم        

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0:51  توسط خاله زهره  | 

آقای نعیمی استاژیه  نه استاژیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:41  توسط خاله زهره  | 

غرض از گفتن این موضوع سیستم خاص حاکم بر ادارات ایران بود که هر کسی که  چند سالی در قسمتی مشغول به کار بود به محور آن کار تبدیل میشد و همیشه همه  سیستم های کاری بدون تغییرمهمی در اختیار چند نفر قرار میگیرد و اگر بر حسب تصادف حادثه ای برای شخص مذکور رخ دهد دست همه در حنا  میماند  این موضوع در همه گوشه ادارات ایران در بخش خصوصی در بخش دولتی در گوشه های مختلف اقشار جامعه دیده میشود وهمه به علت ترس از دست دادن شغل به این شکل کارها را در اختیار میگیرند ناگفته نماند که ۲۰ سالی که با اقای م همکار بودم فقط یک روز  برای عروسی   پسرش ساعت ۴ بعد از ظهر به منزل رفت ان هم وقتی مطمین شد همه اداره برای رفتن به عروسی نیمه تعطیل است  غیبت این پیرمرد را نکردم که بدخواه او باشم اورا بعنوان سنبل یک کار در ادارات ایران تعریف میکنم تا مقایسه ای کرده باشم با کار در فرانسه ....  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:15  توسط خاله زهره  | 

در مورد استاژها باید توضیح بدم که هدف از  این کلاسها اموزش یک کار مثلا برقکاری یا نجاری ویا هتلداری و... غیره میباشد که برای کسانی که ثابقه کار حتی از کشور خود ارایه میدهند مبلغ حدود ۶۰۰ اوقو و برای کسانی که این ثابقه را ندارند حدود ۴۰۰ اوقو پرداخت میشود اما کلاسهای متعدد دیگری هم هستند که توسط کلیساها و شهرداریها و مدارس مخصوص برگزار میشوند که اموزش زبان میدهند به تازهگی این کلاسها در حال تعطیل شدن هستند و دولت سقکوزی این کلاسها را بدون کاربرد تشخیص داده و تاپایان سال کاملا تعطیل  خواهند شد..

سالها قبل که شانس ادامه کار در دانشگاه و کار در یک شهر معتبر ساختمان سازی در تهران را ازدست دادم به شرکت د مراجعه کردم ناگفته نماند که هر جا مراجعه میکردم به علت نوپابودن علم کامپیوتر بلافاصله استخدام میشدم بالاخره وقتی شرکت اکباتان را ترک کردم بلافاصله در شرکت د استخدام شدم فرزانه دوست من ۲ ماهی زودتر استخدام شد اقای م مسیول حسابداری بود در ان موقع ۱۵ سالی بود که در شرکت مشغول به کار بود تمام اطلاعات شرکت مذکور در مغز او قرار داشت خانه اول او اداره بود مدیران حتی روزهای تعطیل اورا به اداره احظار میکردند حتی دو سال بعد از بازنشستگیش در اداره کار میکرد با رفتن او مدیر جدید خیلی طول کشید تا حسابداری را جمع وجور کند البته باندهای باقیمانده از اقای م هم با مدیران جدید همکاری نمیکردند  و وای به حال کسی که همکاری میکرد هزاران تهمت به ان شخص وارد میشد بعداز  زمانی که فرزانه استعفا داد من هم برای خودم در بخش کامیپیوتر  شده بودم مثل اقای م ....        

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:14  توسط خاله زهره  | 

در فرانسه سالیانه مسابقات مختلفی وجود داره ازآن جمله مسابقه دیکته است به خاطر اینکه نوشتن در فرانسه بسیار سخت است و این موضوع باعث شده که این مسابقه با تعدادی زیاد شرکت کننده برگزار میشه و جوایز خوبی هم داده میشه البته ممنون که غلط مرا هم گرفتید 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 12:38  توسط خاله زهره  | 

به یادم میاد که در ایران کتابهای زیادی از نویسندگان فرانسوی موجود بود مثل کتابهای ژاک روسو  . فرانسواز ساگان .آلبرکامو . ویکتورهوگو و خیلی از نویسندگان دیگر که از انها ترجمه های زیادی وجود دارد .. واین موضوع برایم خیلی جالب است چون کتابهای  پرفروش و خواندنی هم بودند ... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:47  توسط خاله زهره  | 

هوا ناگهان از ۱۵ درجه افتاد به ۱ درجه امروز که با دوچرخه خودم را به مرکز شهر رساندم یخ زدم خیلی سرد بود ... 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:25  توسط خاله زهره  | 

حرف Rدر فرانسه ق تلفظ میشود واصلا تلفظ  ر  در این زبان موجود نیست فارسی زبانها که دارای حروف وصداهای کامل هستند به راحتی ق را تلفظ میکنند مثلا راگبی را باید بگید قاگبی  زهره را میگن زهقه و سرکوزی را باید بگید سقکوزی به همین دلیل خیلی از تلفظ ها متفاوت با تلفظ های انگلیسی است تا الان فوتبال قاگبی در حال بازی فینال بودند افریقای جنوبی برنده نهایی شد  من هیچ وقت از فوتبال خوشم نیامده مگر بازیهای ملی ایران با کشورهای دیگر...

پرویزصیاد و هادی خرسندی درحال اجرای برنامه دور اروپا هستند ماه اینده به استراسبورگ میایند .... 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:9  توسط خاله زهره  | 

زمانی که از هفت خوان اول گذشتید و توانستید در فرانسه اجازه اقامت و کار بگیریدکه حداقل ۲ طول میکشد تازه باید بدنبال کار بگردید و هفت خوان دوم شروع میگردد در ادارات مخصوص کاریابی دولتی که به نام anpu هستند ویا بنگاههای کاریابی که به نام intérimهستند باید ثبت نام کنید و در این مرحله شما وارد جامعه  بیکاران میشوید برای اینکه شما هم به زبان وهم به نوع کار در فرانسه عادت کنید شما را به کلاسهای متعددی که در تخصص های مختلف میباشد میفرستند و اگر خودتان تا کنون دارای هیچ تخصصی نبوده ایددر این کلاسها که به نام stageنامیده میشوند دارای یک هدف مشخص میشوند کسانی که به این کلاسها راه پیدا میکنند مثل یک کارمند به انها حقوق داده میشود و سابقه کار برای انها محسوب میگرددو ۶تا۹ ماه روزانه ۸ ساعت در این دوره ها هستند تعدادی از کسانی که به زبان به خوبی مسط میشوند از راه همین کلاسها جذب کار میشوند ...کسانی هم که به دانشگاها راه میبابندمیتوانند هفته ای ۲۵ ساعت کار کنند واز بورس هم استفاده کنند .   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:8  توسط خاله زهره  | 

شنیدم اداره ارتش استراسبورگ به معلم زبان فارسی احتیاج دارد تا به بخشی از سربازان خود این اموزش را بدهد حالا چرا به زبان فارسی علاقه مند شده اند خدا میداند  ؟؟؟ تا انجا که میدانم کسی هم مراجعه نکرده و این کلاسها تا کنون تشکیل نشده ..
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 2:44  توسط خاله زهره  | 

۲ موضوع روز فرانسه یکی جدا شدن سخکوزی ریس دولت فرانسه از همسرش است  که  همه مردم از ان حرف میزنند . موضوع دوم اعتصاب کارکنان sncf یا حمل ونقل داخلی است که بر سر سن وسال و حق وحقوق بازنشستگی خود اعتراض دارند  سن بازنشستگی در فرانسه ۶۵ سال و ۴۰ سال کار است که این موضوع همیشه مورد اعتراض همگانی بوده است البته به توچه به بالا بودن سن پیری و عمر طولانی این قانون چندان بی ربط نیست ولی دولت با اعلام بازنشستگی قبل از موعد و در نظر قرار ندادن همه اقشار سروصدای زیادی را ایجاد نموده است و حاضر به مذاکره با کارکنان حمل ونقل شهری هم  نشده است این اعتصاب تا فردا شب ادامه دارد ....مجبورم فردا  برای رسیدن به چند اداره و قرار دکتر حسابی دوچرخه سواری کنم  ....      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 1:40  توسط خاله زهره  | 

حروف گمشده راپیدا کردم  پپ و ج و  چ با کمک کلید   altgrهیچ قانونی کلاویه من ندارد خیلی طول کشید تا به ان عادت  کردم    
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:56  توسط خاله زهره  | 

سفر پوتین  به ایران یاداور تاریخ ۱۹۰۷و تقسیم ایران به سه قسمت است بریتانیا وروسیه در آن  مقطع شمال و جنوب ایران را به نام خود به ثبت رساندند وبا انقلاب روسیه یک سر این قرارداد از دست روسیه ول شد و بریتانیا به غارت نفت ادامه داد تا دولت ملی مصدق و ملی شدن نفت ..با شروع داستان انرژی هسته ای بازار بروی غارت  مجدد باز شده از یک طرف اتحاد لندن و واشنگتن از یک طرف همسایگی روسیه خدا اخر و عاقبت مارا بخیر کند اگر هم پافشاری کنیم که به حداقل خواست خود برسیم باید باز هم به جایی وصل باشیم ورشوه بدهیم ..        

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:50  توسط خاله زهره  | 

اگر هر کس بخواهد میتواند در خیابان های این شهر راه برود و با کسی هم حرف نزند و  هر کاری هم که دارد با استفاده از دستگاههای مستقر در نقاط مختلف شهر کار خود را تمام کند وبه خانه باز گردددر محل ایستگاهای بنزین میتواند از ماشین های خودکار بنزین بگیرد نوشابه و غذا را همینطور بلیط اتوبوس و قطار و خرید گل و خیلی وسایل  دیگر ...که به این ترتیب مثل خود ماشین ها میشود و بدون حرف به خانه برمیگردد حتی خرید روزانه را هم میتواند از طریق انترنت بخرد کاتالوگهای مختلف را در صندوق نامه های شما قرار میدهند و میتوانیداز لباس و مبل و وسایل مختلف خانه خریداری کنید و ارراه  پست به  سادگی همه را درب منزل خود دریافت کنید  اسکناس هم که تقریبا ردوبدل نمیشود وهمه مخارح از طریق کارتهای اعتباری صورت میگیرد  ... این موضوعهاست که ادمهایی مثل ما نمیتونیم درد غربت را حتی اگر سالهای زیادی  هم در این شهرها باشیم فراموش کنیم تنهایی برای ما حس غریبی است . امار میگوید از هر ۵ نفر فرانسوی ۳ نفر افسرده گی دارد....      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 2:33  توسط خاله زهره  | 

سریال خاک سرخ را که من از ان حرف زدم نه بخاطر این بود که سوژه  را مورد انتقاد قرار دادم مگر ربان قرمز از۸ سال حنگ تحمیلی حرف نزد؟ لیلی بامن است را فراموش نمیکنم ویا سریالهایی این طور که وقتی دل را به ان میدهی تا به اخر تورا میکشاند و سیراب از بازیگری و سوژه  وصحنه ها میشوی مگر باشو غریبه کوحک فراموش میشود؟؟ویا گل  pamchal باید بگم ۲ شب بدخوابی خودم را با ۳۰ قسمت سریال میوه ممنوعه گذراندم تا شاید بفهم که این مردم روزه دار ۳۰ شب وقت خود را با این سریال گدراندند؟؟ باز هم دلم خون شد  دنبال سریالی شبیه کیف انگلیسی و سرب و هزاردستان میگردم میدانید با چند تا از           جوانان ایرانی فامیل سریال daii jan napemon داریم میبینیم برای من تجدید خاطره ای  بسیار دلنشین است وبرای بقیه یک عالم خنده و شادی و میخکوب شدن بر بازی ها و دیالوگهاست .. قضاوت من غلط است ؟؟   
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:25  توسط خاله زهره  | 

برای کسانی که تازه وارد فرانسه میشوند نام اسیستانت سوسیالها نامی اشنااست این افراد که در حقیقت مددکارانی هستند که در شهرداریها یا ادارات وابسته مستقر هستند .. کار انها بسیار مهم است  مردم را به قوانین اشنا میکنند خانواده هارا در محله ها شناسایی میکنند افراد کم درامد را یاری میدهند به مردان وزنان مسن کمک میکنند هر گونه مشکلی که برای شما در محله بوحود بیاید با مراحعه به این افراد به راه حلهای مطلوب میرسید...تا انحا که میدانم این افراد در کل کشورهای اروبایی وحود دارند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:42  توسط خاله زهره  | 

ماه رمضان در استراسبورگ برای خود حال وهوایی مخصوص داشت مسلمانان فرانسه که دومین دین در این کشور به حساب میایند عید فطر را به خوبی بر گزار کردند در این ماه  فروشگاههای عربها وترکها با عطر زولبیا بامیه و خرما وصدای اذان لبریز شده بود و حال وهوای استراسبورگ را کاملا عوض کرده بود . 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:33  توسط خاله زهره  | 

مرکز فرهنگی فرانسه از مهتاب کرامتی بعنوان نماینده زن هنرمند ایرانی و سفیر یونیسف تقدیر کرد فیلم ادم با شرکت این هنرمند  در خانه فرهنگ باریس به نمایش گذاشته شده است ... این فیلم در یک روستای شهر سبزوار ضبط شده است ابتکار شهرداری این شهر بسیار دیدنی بوده است در یک شب فیلم را روی اکران سفید بزرگی با ۳۵۰۰ تماشاگر ایستاده در روستای مذکور به نمایش گذاشته است  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 20:47  توسط خاله زهره  | 

خانم سارا doraghi یک زن مقیم فرانسه است که در برنامه صبح گاهی تلویزیون فرانسه کانال ۲ برنامه دارد این خانم گزارش گر برنامه های ویژه موسیقی و مد و .. میباشد بسیار خوش صحبت است و هرروزصبح از ساعت ۷.۳۰الی ۸.۳۰ برنامه ایشان را میتوانید نگاه کنید به امید موفقیت هر زن ایرانی ..درصورت دلخواه میتوانید در youtoub  اورا بیابید
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 22:12  توسط خاله زهره  | 

خبرهای خوبی که هر از گاهی میشنوم منو خیلی خوشحال میکنه هنوز هم در ایران اتفاقهای خوبی میافته که امیدواری است مثلا امروز صبح زود مامانم که زنگ زد خبر از راه اندازی قطار زیرزمینی شیراز را داد که نقاط مختلف شهر را به هم وصل میکنه  ساعت ۷.۳۰صبح زود بود که تلفن زنگ زد با دلهره  دویدم تلفن را برداشتم مامانم بود اختلاف ساعت را فراموش میکنه البته بیدار بودم ولی انتظار تلفن رو صبح به این زودی نداشتم  گفت یا حمعه  ویا شنبه عید فطره  ... برام خیلی حالبه با این همه تکنولوژی باز هم این داستان که کدام روز عید فطره در ایران مطرحه و مردم روزه دار بلاتکلیف هستند 

دوم اینکه تندیسهای زیبایی که  توسط هنرمندان به نام ایران در سالهای خیلی قدیم در باغ بزرگ سعداباد نصب بوده است که بعد از انقلاب همگی از این باغ دزدیده شده اند ولی با همت سازمان فرهنگی نمونه این تندیس ها در حال ساخت هستند تا به این باغ که در حال حاضر موزه بسیار زیبایی است  برگردانده شوند ... تندیس  ارش کمانگیر ساخته شده و به تازه گی در این باغ نصب شده است        

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 17:30  توسط خاله زهره  | 

زمانی که من به هونهایم رسیدم این محله را بسیار خوش اب و هوا و ارام دیدم یک منطقه با گلها ودرختان سبز وفراوان با کانال بزرگ اب  مملو از قوها و اردکهای بسیار زیبا ...ولی از ان حا که داستان زمین و تحارت ساختمان سازی بالاخره دامن گیر همه میشود در هونهایم هم مخصوصا دو قطعه زمین بزرگ که نزدیک خانه ما بود از این قانون نتوانست فرار کند و مدتی است که به سرعت ساختمان سازی شروع شده و در منطقه مادیگر از ارامش خبری نیست قیمت را سوال کردم متری ۳۰۰۰ اوقو سرم سوت کشید درست مثل ایران خانه ها از قبل به فروش میرسند البته فرق ان با ایران در این است که حمایت بانکها به ندرت سازمانهای ساختمان سازی را با شکست مواحه میکند..با اینکه دلم نمیخواست این محیط تعغیر کند اما متوحه شدم که ساختمانها از سه طبقه بیشتر ساخته نمیشوند همگی دارای ترانسها زیبا و مملو از گل هستند با استفاده از طراحی هاو نماسازیهای بسیار زیبا محیط  زیبایی خود را به صورتی دیگر  حفظ خواهد کرد البته باید بگم از مدتها قبل  هم اداره اب و گاز وبرق واگو شرایط را برای ساخت و ساز اماده کرده بودند..  از روزی که کار انها شروع شد حتی یک سنگ ویا یک تل خاک بیرون از محیط کار انها دیده نشد و مردم بدون وحود مانع های متعدد ساختمانسازی به زندگی خود ادامه دادند     

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:16  توسط خاله زهره  | 

ما در حومه شهر استراسبورگ زندگی میکنیم البته فاصله ما با شهر۴۰دقیقه است منطقه ما به نام هونهایم است این منطقه علاوه بر داشتن اتوبوسهای متعدد که هر ۷ دقیقه یک بار از ایستگاه اصلی میگذرند دارای یک ایستگاه اصلی خط راه اهن شهری بسیار زیبا هم  است که رفت وامدها را بسیار اسان میکند به همین دلیل مردم دوری از مرکز شهر را اصلا حس نمیکنند بلیط اتوبوس و ترن ۱.۲۰ اوقو میباشد که به صورتهای مختلف خریداری میشود و دستگاهای مدرن و در عین حال بسیار ساده در اتوبوس ها وایستگاها قرار داده شده که بلیط ها را باطل میکند البته برای افراد کم درامد و دانشحویان این بلیطها ارزانتر در اختیارشان قرار میگیرد  

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:55  توسط خاله زهره  | 

بی خوابیهای من باز هم مدتی است شروع شده البته سعی میکنم این مواقع را با انترنت سرگرم باشم 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:43  توسط خاله زهره  | 

اقای نعیمی مرد اشنا به کشور فرانسه است به فرزندان خواهرانم که سوال های متعددی در مورد دانشگاههای فرانسه  واقامت در فرانسه دارند توصیه میکنم از این سایت اطلاعات لازم را دریافت کنند این سایت را کامل میبینم و خودم هم در حال استفاده بردن هستم ممنون از اقای نعیمی ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:22  توسط خاله زهره  | 

روزهایی که گذشتند و روزهای که در اینده هستند من برای خاطراتی که درگذشته داشته ام  اهمیت زیادی غایل هستم به یاد همه ان هایی هستم که در اندوه و شادی هم سالها بودیم و من همه را در ایران  به حا گذاشتم و هنوز هم امید دارم که باز هم روزهایی را در کنار انها باشم  ولی برای روزهایی که در انتظار ان هستم باید حه کنم ؟؟؟ همیشه ترس از روزهای سخت بمبارانها در ایران مرا بر خود میلرزاند روزهایی که مردم بدون هدف به این طرف و انطرف میرفتند تا خود را نحات دهند بدون اینکه حامی داشته باشند امیدوارم در اینده هیح حنگی برای ایران من اتفاق نیافتد این سخترین لحظاتی خواهد بود که مرا میترساند  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 19:24  توسط خاله زهره  | 

اخرین نوشته بهار دختر فرزانه تحت عنوان کار شرافتمندانه را که امروز خواندم مرا هم یاد یکی دیگر از سوژه های فرانسویها انداخت در مرکز شهر روی  یک نیمکت نشسته بودم وبه مردم نیگاه میکردم البته این کاری است که همیشه دوست دارم انحام بدهم  بالاخره  ناگهان شش هفت نفری دختر به دور م  امدندو یکی از انها که سعی کرده بود یک لباس متفاوت به تن داشته باشه و یک قوطی هم به همراه داشت و گفت که به زودی داره عروسی میکنه و از  من سوال کرد که به نظر شما مهمترین رکن اساسی برای دوام یک زندگی خوب را   براش بگم بلافاصله گفتم گذشت و فداکاری تنها راه دوام و ادامه یک زندگی هست همگی دخترها ناگهان خندیدند فکر کردم خیلی غلط حرف زدم وبه من خیلی برخورد سوال کردم یکی از دخترها گفت این کلمه در اینحا اصلا معنی نمیدهد برای باید سالها فداکاری کرد تا یک زندگی دوام داشته باشد گفتم این سوال شما بود واین هم حواب من یک سکه هم در قوطی دختر انداختم بیشتر میخواستم بگویم که در این حا کسانی هستند که به این طریق هزینه های خود را بدست میاورند ذوستی به من گفت  کلمه فداکاری از واژه های این مردم بیرون رفته و اعتقادی به  این کلام ندارند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 13:2  توسط خاله زهره  | 

ای کاش میشد بار دیگر ازاد ورها در اسمان ابی برواز کنم وبروم تا انتهای بودن ..حایی که فقط من باشم و تو  (لاله)...  باید داستانی را بنویسم حدود  ۸ سال قبل از مینی بوس در میدان انقلاب بیاده شدم ناگهان  همه نگاهها به طرف من بود اما لحظه ای  طول نکشید که متوحه کنار دستم شدم دو موحود بسیار عحیب ارام در حال راه رفتن کنار من بودند دلهره من را گرفته بود در عکسها انهارا زمانی که کودک بودند دیده بودم ولی به این صورت نه مردم انها را با اشاره به هم نشان میدادند روسری را به شکل خاصی به سر داشتنتد باور کردنی نبود لاله ولادن دو دختر بودند که از ناحیه سر به هم متصل  بودند انها بعد از اینکه خودشان تصمیم به عمل گرفتنتد در گذشتند  من انها را زمانی که بدنیا امده بودند کاملا به خاطر میاورم زهره وزهرا هم دو خواهر بودند که از ناحیه شکم به هم متصل بودند  ولی بعد از عمل هردو زنده ماندند  اما قهر طبیعت زندگی را به کام لاله ولادن تلخ کرده بود انها با مغزی امیخته به هم زندگی می کردند .. علت اینکه این مطلب به یادم امد برنامه تلویزیونی یک دختر امریکایی یا دو دختر امریکایی بود که یک بدن داشت و از  ناحیه  شانه دارای دو سر  بودند زندگی انها نشان میداد  که با امکانات بسیار زیادی در حال ورزش درس خواندن  وووو هستند  یادم میاید که لاله ولادن که در دو رشته دانشگاهی قبول شده بودند از مینی بوس برای رسیدن به تهران استفاده میکردند  یکی ارزوی وکالت ودیگری در ارزوی روزنامه نگاری بود ....زشت و زیبا کوتاه و بلند حیوان وانسان همه در طبیعت زندگی میکنند ولی این انسانها که به قهر طبیعت گرفتار میشوند در کدامین فرمول قرار دارند تا بتوانند زندگی کنند؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 9:36  توسط خاله زهره  | 

راز سلامتی مادرم در سن ۸۲ سالگی بیشتر بنا به غذا خوردن سالم او بود برنامه مرتبی برای خود داشت هرروز صبح برای خود شیر گرم میکرد وبا نان و بنیر و خیا رو گوحه فرنگی میخورد البته بسیار کم میخورد ولی این برنامه عوض نمیشد ساعت ۱۰ یک عدد میوه میخورد همیشه برای ناهار از گوشت مرغ استفاده میکرد هرگز گوشت قرمز در خانه او مصرف نمیشد  .. بعداز ظهرها chayو بیسکوبت و  شبها هم یک غذای ساده مثل نان و ماست یا اگر از غذای ظهر باقی مانده بود همان را میخورد ... بیشتر روزها اگر هوا خوب بوددر حیاط راه میرفت وبه گلها و درختها اب میداد با همسایه ها  حرف میزد اگر دخترهایش به سراغش میامدند ویا نوه هایش با انها از هر دری سخن میگفت  تنها موردی که همیشه اور ا ناراحت میکرد اختلافات بین دخترها بود که به قول خودش برای انکه با هم برخوردی نداشته باشند تا دلخوریها بیشتر بشود رفت و امدها ی انها را تنظیم میکرد  که این موضوع برایش به یک سرگرمی هم تبدیل شده بود از قران خواندن هم دوری نمیکرد و بعلت داشتن سواد بیشتر اوقات روزتامه میخواند با تلفن از حال و احوال اقوام اگاه میشد و انها هم به او سر میزدند  من روزهای خوبی را در مدت ۷ ماه در کنارش گذراندم  از وقتی که برگشتم حسا ب اندک حقوق من را نگه داری میکند و هر هفته به من زنگ میزند از اوضاع و احوال خبر میگیرد اخبار  تلویزیون را که مبیند به اخبار در مورد فرانسه  بسیار حساس است  مثلا در مورد سیل یا راه بندان در اتوبانهای فرانسه  اعلام ور شکستی دولت فرانسه یا حرفهای وزیر امور خارحه فرانسه در مورد ایرا ن و .... تا میشنود  به من تلفن میزند گاهی اوقات اخبار او کاملتر از اخباری است که ما میشنویم .. بالاخره شاید این فرمول خاصی برای عمر خوب وسر حال بودن در۸۲ سالگی نباشد و شرایط زیادی باید برای این موضوع فراهم باشد مهم این است که من خوشحالم که او سالم است ومیتواند راه برود حرف بزند و غذایی فراهم کند   البته ناگفته نگذارم که برادرم که دکتر است سالها در کنار او ست ... فریدون ۴۴ ساله، سوسن۴۸ساله  من ۵۰ ساله مهین ۵۶ ساله  رضا ۶۲ ساله و فخری ۶۵ساله  

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:5  توسط خاله زهره  | 

این روزها حال وهوای ایران را دارم درست سه سال میشه که به ایران نرفتم اخرین سفرم حدود ۷ ماه را در ایران گذراندم   بدنبال کارهای اداری بودم انقدر این اداره و اون اداره رفتم تا توانستم از ۳۰ سال کار ۲۰ سال ان را زنده کنم و با ۴۵ سال سن از قانون استفاده کنم وبازنشستگی بگیرم در اخرین لحظات اعلام کردندکه باز هم یکماه از۲۰ سال کم داری باز هم ماندم و یک ماه اخر هم درست شد البته در ایران گاهی اوقات وقتی گرفتار کار های قانونی شدم  تازه فهمیدم که کارفرما طی دوران کاریم حق  بیمه را کم میکرده ولی به بیمه اعلام نیمکرده واین موضو ع وقتی روشن میشد که یک کارگر ویا کارمند گذارش به اداره بیمه می افتاد ودر دست اندازهای اداری میافتاد تازه متوحه شدم در گذر سیستم  دستی به ماشینی  اطلاعات .. کافی بود یکی از کارمندان اداره بیمه به اشتباه لیستی را درست کار نکند من که به تصورخودم در کارم مشکلی نبود وقتی که مواحه شدم خیلی دیر شده بود محبود بودم بار سفر ببندم و با یکی دوماه   کارهایم روبراه نمیشد به همین دلیل سه سال قبل این مدت را در ایران گذراندم البته از اینکه میتوانستم در مواقعی که در انتظار بودم در کنار مادرم باشم و کمی با او باشم لذت میبردم سالها بود که نتوانسته بودم   در کنار او باشم و به حرفهایش گوش کنم و کمی با سیستم زندگی او  ،و  راز سلامتیش در سن ۸۰ سالگی اشنا بشوم  
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 22:32  توسط خاله زهره  |