بهار یاسمن فرخ مهرافرین نسترن الناز عماد .. اهای شما کجایید ؟؟؟.... شما عینک مطالعه منو ندیدید...بدون این عینک من حتما میمیرم.... چند ساعتی گیج پیدا کردن عینک بودم همه جا رو گشته بودم همه عالم و ادم رو هم صدا زدم ... گوشه کیف دستیم بود سر جای همیشگیش ... زنگ خطر داره به صدا در میاد
ایران که بودم برای یک کار بانکی به صندوق نزدیک شدم و پس از دریافت پول به خانه برگشتم ... برادرم گفت اگه بخوای ماشین من که هست استفاده کن و کارهات رو با ماشین انجام بده کمی مردد بودم که میتونم بعد از سالها رانندگی کنم یا نه ؟؟؟ قبل از هر کاری بدنبال گواهینامه ام که در کیف دستیم بود رفتم متوجه شدم که در کیف دستیم خبری از ان نیست بی تردید نزد صندوق دار بانک جا مونده ..فورا مراجعه کردم ولی انجا نبود که نبود هرجا که به نطرم میرسید را گشتم ...
ادامه مطلب
